همه انگشتان من

احتمالا خبر عرضه Mac Book Air محصول جدید اپل رو شنیدید. طبق معمول اپل با یک محصول خارق‌العاده و جدید همه رو هیجان زده کرده. تب گوشی‌های iPhone هنوز کاملا فروکش نکرده که اپل این لپ‌تاپ رو به بازار عرضه کرده.

اما بحثی که الان می‌خوام مطرح کنم نه در مورد ضخامت کم این لپ تاپ (4 تا 19 میلیمتر) خواهد بود نه در مورد وزن ناچیزش (1.36 کیلوگرم)، نه پردازنده 1.8 مگاهرتزی دو هسته‌ای اینتل و نه رم 2 گیگا بایتی این محصول.

چیزی که این محصول رو از رقباش متمایز می‌کنه Touch Pad یا همون صفحه لمسی که به جای ماوس ازش استفاده می‌شه. برای اولین بار یه صفحه Multi Touch برای استفاده معمولی توی یه لپ‌تاپ بکار برده شده. صفحات مالتی تاچ می‌تونن همزمان اثر و حرکت بیش از یک انگشت رو احساس کنن و بهش پاسخ بدن. مثلا با قرار دادن دو انگشت وسط این صفحه و دور کردن‌شون از هم می‌تونین یه تصویر رو بزرگ کنین یا با حرکت برعکس کوچکش کنین. با قرار دادن دو انگشت با کمی فاصله از هم و چرخوندن‌شون می‌تونید عکس رو بچرخونید یا با حرکت سه تا انگشت با هم به چپ یا راست می‌تونین کار دکمه های Back و Forward رو انجام بدین. نمونه‌های عملی این کارها رو می‌تونین توی ویدیوهایی که خود اپل برای معرفی محصولش گذاشته ببینین.

اولین بار استفاده از این نمونه صفحه‌های لمسی رو توی سایت YouTube دیدم که در واقع یک نمونه آزمایشی و در حد یک ایده بود. کمی بعدتر نمونه کاربردی ترش رو با نام Microsoft Surface دیدم. این سیستم در واقع رابطه بین انسان و کامپیوتر یا در واقع همون اینترفیس رو بسیار طبیعی تر و انسانی‌تر می‌کنه. اما فکر نمی‌کردم این تکنولوژی (صفحات لمسی چندگانه) به این سرعت راهش رو به کاربردهای عمومی و معمول باز کنه. گرچه هنوز تا ترکیب کامل‌شون با صفحه نمایش و یک Surface خونگی راه زیادی مونده. اما توی این دوره راه‌های طولانی هم در مدت زمان‌های خیلی کوتاهی طی می‌شن.

شاید در آینده همزمان با ناهار خوردن ایمیل‌هاتون رو هم روی صفحه همون میز ناهارخوری چک کنید یا دیگه لازم نباشه غیر از میز تحریر توی فکر خرید میز کامپیوترهم باشید.

پی‌نوشت:

چون همه صفحاتی که لینک‌هاشون توی این صفحه آورده شده محتوی فایل‌های ویدیویی هستند و حجم‌شون بالاست اگر اینترنت پرسرعت ندارید ازشون صرف نظر کنید.

گیتاریست‌های دیروز، کاربران امروز

به احتمال زیاد شما هم دوره‌ای را به یاد دارید که کلاس موسیقی رفتن و گیتار زدن جزء لاینفک زندگی نوجوانان و جوانان شده بود. موجی که فراز و فرودش چند سالی بیشتر طول نکشید. اما در تمام طول این چند سال به نوعی مد و ابزار خودنمایی تبدیل شده بود. این به اصطلاح پاپ شدن و رواج بدون منطق و دلیل و قاعدتا زودگذر، انگار الان دامن‌گیر دنیای کامپیوترها هم شده. درواقع نفوذ شدید کامپیوتر در جامعه و کاهش قیمت «قدرت پردازش» سیستم‌ها باعث رواج نوعی فرهنگ پاپ در دنیای دیجیتال شده.
الان کافی‌نت‌ها و گیم‌نت‌ها با سرعتی شبیه به سرعت تشکیل کلاس‌های آموزش گیتار مثل قارچ از هر گوشه و کناری سر در می‌آورند. آگهی‌های آموزش پیشرفته ! VB.NET و #C همانند آگهی‌های آموزش گیتار کلاسیک و فلامنکو در و دیوار شهر را پر کردن و این وسط دریغ از یک شرکت نرم‌افزاری درست و حسابی و دریغ از یک برنامه‌نویس توانا. سر یک دوره آموزش #C به چشم خودم دیدم که دانشجوی کارشناسی رشته کامپیوتر حتی اسم برنامه‌نویسی شیء گرا رو نشنیده !!!
امروز وجود کامپیوتر توی هر خونه‌ای امری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسه. این به خودی خود بد نیست اما اگه به ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار و نحوه استفاده از این سیستم‌ها نگاه کنیم انگار یه چیزی این وسط لنگ می‌زنه. یه ترکیب نمونه‌اش رو که شاید کمی اغراق شده به نظر برسه ولی چندان غیرواقعی نیست، اینجا آوردم:

CPU: Intel core 2 Duo / Ram: 1 GB DDR2 667 / Hard: 160 GB SATA2

Graphic: GeForce 256 MB / Optical Drive: DVD RW / Monitor: 17″ LCD

تقریبا همه این قطعات رده بالای بازار توی یک کیس پر زرق و برق با چهار تا فن اضافه و رقص نور و غیره جمع شدن. مانیتور 17 و کیبورد مالتی مدیا و . . . بهشون اضافه شده. سیستم عامل هم که دیگه با این اوضاع کمتر از Vista نمی‌شه.

اما نرم‌افزارهاش:

Yahoo Messenger / Media Player

همین و السلام. البته اسم چند تا بازی رو هم خودتون به دلخواه بهش اضافه کنین. آنتی ویروس؟ (چی هست اصلا؟) آفیس؟ (کاربردی نداره) آکروبات؟ (ها ا ا ا ؟) یه برنامه حسابداری، نقشه کشی، گرافیک، یه برنامه‌ای که بشه گفت این سیستم یه استفاده‌ای هم ازش می‌شه؟ (وجود خارجی نداره) هیچ سیستم منظم و مرتبی برای فایل‌ها و فولدرها وجود نداره. یا مستقیما روی دسکتاپ کپی می‌شن یا توی یه هزارتویی از NewFolder های مختلف گم می‌شن. آپدیت کردن و نصب وصله‌های امنیتی که کلا تعطیل. معمولا هم هفته‌ای یک‌بار برای نصب بازی جدید، رفع مشکل سیستم، نصب قطعه جدید و . . . باید یه سری سیستم رو ببرن سراغ شرکت مربوطه. اوضاع اونجا هم که مثلا برای حذف یه برنامه ویندوز رو عوض می‌کنن و مشکل نصب نبودن درایور کارت گرافیکی رو با تعویض کارت حل می‌کنن، بمونه برای بعد. این وسط فقط یه سئوال بوجود می‌آد که :

به چه دلیل؟ چرا؟

گاهی به نظرم می‌رسه که این کاربران امروز همون گیتاریست‌های دیروز هستن که فقط گیتارهاشون رو فروختن و یه اسباب‌بازی جدید خریدن.