انتشار نسخه سوم میزکار گنوم

بالاخره نسخه سوم میزکار گنوم هم بعد از انتظارات فراوان منتشر شد. من هنوز هیچ تجربه مستقیمی از این محیط ندارم، اما به نظر می‏‌رسه سادگی رابط کاربری از مهمترین قابلیت‎ها و هدف‏‌های این نسخه بوده. وقت برای review و ایراد و اشکال گرفتن یا به‎به و چه‎‏چه کردن زیاده. فقط تنها نکته‎ای که الان به نظرم مهم می‎رسه شباهت به شدت زیادش با رابط کاربری Mac OSX هست که کم‎کم داره منو ناراحت می‎کنه. به این ویدیو و تصویر زیر نگاه کنین:

رنگ‏‎‏بندی، فرم روشن و خاموش کردن Network time و حتی فرم جعبه جستجو توی ویدیو رو نگاه کنین. همه چیز کپی تم آکوای اپل شده. Launchpad  و Mission Control اپل رو دیدین؟ این سنتی‎ه که اوبونتوی محبوب ما راه انداخته. من در زیباییش شکی ندارم ولی به نظرم دنیای یک شکل و بدون تنوع هیچ جذابیتی نداره . . .

دوستان سه ثانیه‎ای

یا چرا من از فیس بوک بیزارم

ما، منظورم همه کسانی است که به نوعی با IT سروکار دارند، بیش از بقیه از تاثیرات کامپیوترها و فناوری‎های جدید بر نحوه زندگی بشر (بویژه نوع ایرانی‎اش) آگاهی داریم. این تاثیرات در بیشتر موارد مثبت بوده‎اند. اما به نظر می‎رسد که تمام جنبه‎ها و تاثیرات تکنولوژی در مملکت ما، به نوعی دگرگون می‎شود و باز در بیشتر موارد در جهت منفی شدن حرکت می‎کند. همانطور که از عنوان این نوشته مشخص است، نمونه‎ای که اخیرا توجه من را جلب کرده است فیس‎بوک است.

من نمی‎توانم درک کنم که فردی که تنها یک بار در هر سال و به اجبار سعادت دیدارش را دارم، چگونه مرا دوست خود می‎داند. با هر کس بیش از سه ثانیه سلام و علیک داشته باشید، حتما فردا باید به درخواست دوستی‎اش در فیس‎بوک جواب بدهید. به نظر من که این تمایل به دوستی و بنده‎نوازی سریع‎السیر بیش از آنکه مهمان‎نوازی و محبت ما ایرانیان را برساند، نشان دهنده حس کنجکاوی شدید ما (بخوانید فضولی در زندگی دیگران) است. اصلا درک نمی‎کنم که وقتی فهرست دوستان کسی به بیش از دویست نفر می‎رسد، تصور آن فرد از دوست، دوستی، وقت آزاد، ارتباط اجتماعی و یا کار چگونه تعریف خواهد شد.

مورد آزار دهنده دیگر تبدیل فیس‎بوک به رسانه اشتراک تصویر و ویدیو است. وقتی کاربر ایرانی هزارجور زحمت را متحمل می‎شود و هزار خطر را به جان می‎خرد تا از لابلای این قیف تصفیه اینترنت بگذرد و به فیس‎بوک برسد، چرا از همین امکان برای دسترسی به مثلا فلیکر یا یوتیوب استفاده نمی‎کند تا تصویر یا ویدیو را در جای درستش به اشتراک بگذارد. تازه بعد از گذاشتن یک تصویر (حتی جالب) در فیس‏بوک با tag کردن خواص و عوام و تمام فهرست دوستان سعی می‎کند توجه همه را جلب کند و به نوعی آن‎ها را مجبور به سر زدن (و برای رعایت ادب لایک زدن) کند. دردسر زمانی آشکار می‎شود که بعد از عبور از قیف تصفیه، سعی می‎کنید به سایت وارد شوید. سرور فیس‎بوک تشخیص می‎دهد که دیروز از انگلستان وصل شده‌‎اید و امروز در گینه بیسائو هستید و برای اثبات هویت‏‌تان، باید چندین نفر را از روی عکس تشخیص دهید و نمی‎دانید در این طبیعت بی‎جان، خاله خان‎باجی شما این سیب است یا آن سبد میوه موجود در عکس.

اپلیکیشن‎ها و بازی‎‌ها و سایر امکانات بی‎مزه را هم به این ملغمه اضافه کنید. چند بار به بازی آلو خوشمزه‎تر است یا زردآلو دعوت شده‏‌اید؟ چندبار کسی مثل نوه عمه پدربزرگتان روی Wall شما نوشته است که:

ایشان را آدم خوب/بد/بشردوست/مسخره/صادق/غایب/. . . می‎دانید:  جواب من: بله

به هر حال من که روز به روز، بیشتر و بیشتر از این گسترده‎ترین شبکه اجتماعی و به یقین تاثیرگذارترین پدیده دنیای IT بیزار و دور می‏‌شوم. نظر شما چیست؟