ای کودن

اخيرا امتحان داريم !!!
احساس ميکنم کودن شدم !!!
امتحان آمار نشستيم مثل ابله ها خونديم و سطح زير منحنی حساب کرديم !!
واريانس و انحراف معيار و ….

امتحان آمار OpenBook فقط تعريفها اومده بود !! در عين حال حداکثر ۱۴ ميگيرم. !!!
گفتم کودن شدم !!!

همين

یک چیز دیگه

يک شعر مينويسم از ش.ش. :

کاش سحر سر نزند . . .
پاييز زير انگشتان برگ خوابيده است

و تو در سياهه‌ی چشمان

من پلک هايم را که مي بندم بی درنگ ظهور می کنی
تصويری از قيامت تمام من روبروی من
امروز يکی از روزهای پاييز است

زندگی مايل می تابد و عشق ديوانه وار

سپيده پشت افسانه های تلخ پنجره مرده است

و چقدر گرگ و ميش هوا زيباست
امتداد کوچه در مهی غليظ فرو می رود

بی آنکه بخواهی تمام فرش کوچه زير پاهايت صدا می کند

و گه‌گاه نمه ای از آواز کلاغهای مهاجر
روزگار در کفشهای من است

هرجا که مي روم ، می رويد ، می بالد و مي ميرد

تکرار می شود و دوباره از نو ريشه می گيرد
مرا باور کن

که سالهاست از فراز کوههای مشرق بر دلتنگيهايت

پلکهايم را می بندم

دوباره ظهور می کنی

در چشمانم ، بر شانه هايم بر سرمای ملموس دستهايم
تو با منی نه حتی دور ، نفس به نفس
و چه قدر گرگ و ميش هوا زيباست

آرامش مطلق است و عشق ديوانه وار
کاش بر اين شور دلم . . . کاش سحر سر نزند

يک روز در اصفهان

دفاع اسفنديار شفيعی بود

با ۲ تا شيت ۵۰*۷۰ (که تازه پلاتر روش خط انداخته بود ) و ۸ تا A4 رنگی !!!
همين و والسلام

خوب خدا رو شکر ۱۷ گزفت. دست راستش زير سر ما !!!

شام خوبی هم بود … خيلی عالی و مفصل …..
فقط نزديک بود برای من توی اتوبوس دردسر درست کنه ….

بختيار و مسعود رو هم ديدم …

؛؛؛؛ خبر داغ تاريخ گذشته ؛؛؛؛

عباس صداقتی با طيب قاسمی ازدواج کرده !!!
هيچ توضيحی نميدم !! بخاطر زياد بودن روايات و برداشتها !! هر کس هر طور ميخواد تفسير کنه

همين و والسلام

يک چيز

من هر از گاهی يه چيزايی مينويسم. اسمش رو شعر نميگذارم. بهشون ميگم چيز !!!
اينم يکی از اون چيزاست:

کتيبه

بر بلندای قامتت
جامه ای دوخته ام از نگاهت
و در دستهايم
حجم خاموشی از تو جاريست
ای هميشه

***********

انديشه ها چه گره خورده و درهم
و زمان
کتيبه های عشق است که ضربه ضربه
بر سکوتم نگاشته می شود
و صدای قديمی يک ترانه:
*بر موج غم نشسته منم
در زورق شکسته منم
تويی آن ناخدای عالم*

***********

به ديوارهای سست حافظه ام فشار می آورم
تا سرحد شکستن
پيش از وير انی
تو را به ياد می آورم

و ترانه ای ديگر

*شيدای زمانم
رسوای جهانم
بی دلبر و بی دل
بی نام و نشانم*

************

کاش خوانده بودی
کتيبه های سکوتم را
کاش ………..