رهایی از زندان‌های فناورانه

یادداشت من در شماره ۱۵۲ ماهنامه شبکه (+)

152فناوری می‌تواند و باید زندگی را برای انسان ساده‌تر کند. بی‌شک این حداقل چیزی است که غالب ما از فناوری انتظار داریم. اما فناوری (یا بهتر بگوییم فناوران) گاه نیز برای برداشتن گامی کوچک در راستای این هدف به عمد یا از روی اشتباه، اصل اساسی زندگی انسانی یعنی آزادی را نقض می‌کند، حق انتخاب و تجربه را از بین برده و خلاقیت را می‌کشد و سعی می‌کند فکر و ذهن ما را شکل دهد. فناوری گاه قفس‌هایی خواستنی می‌سازد و به بند می‌کشد.

همان‌گونه که رسم هر ساله ماهنامه شبکه و البته سایر نشریات حوزه فناوری (+) است، با نزدیک شدن سال نوی میلادی، در پرونده‌ای مفصل به استقبال فناوری‌های آینده رفته‌ایم و از رویاهای‌مان سخن گفته‌ایم. اما به نظرم در کنار همه آن‌ها باید به بررسی رویداهای گذشته نیز پرداخت و با دقت ابعاد و آثار آن‌ها را در زندگی روزمره انسان‌ها بررسی کرد. من از این یادداشت به عنوان فرصتی استفاده خواهم کرد تا به جای صحبت از آینده، از گذشته صحبت کنم. از میان تمام رویدادهای حساس سال ۲۰۱۳ (که عجب سالی بود!) سه مورد از مهم‌ترین‌هایی را انتخاب کرده‌ام که به نظرم بیشترین تاثیر را در رهایی از آن زندان‌های فناورانه داشته‌اند.

نخست: مایکروسافت به دلیل فراهم نکردن گزینه انتخاب مرورگر پیش فرض در نسخه‌هایی از ویندوز که در اروپا توزیع شده بودند، به پرداخت ۷۳۱ میلیون دلار جریمه محکوم شد.

موضوع این نیست که مهم‌ترین رقبای IE به رایگان و به سادگی از طریق اینترنت قابل دانلود و نصب هستند. مهم این است که حتی در زمینه‌ای ساده مانند مرورگری که استفاده می‌کنیم، حق انتخاب باید وجود داشته باشد. البته از آن مهم‌تر این که حق انتخاب باید «واضح و آشکار» باشد. چه بخواهیم و چه نخواهیم فناوری به جزیی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره همه انسان‌ها تبدیل شده است. این جاست که باید به گروهی که در این زمینه تبحر کافی ندارد نیز یادآوری شود: حق انتخاب تو محفوظ است، حتی اگر ندانی چیزی که انتخاب می‌کنی چیست و گزینه‌هایت چه قوت و ضعف‌هایی دارد.

دوم:‌ اتحادیه اروپا تمام شرکت‌های ارایه‌دهنده خدمات اینترنتی و ارتباطی را به رعایت اصل «بی‌طرفی شبکه» یا Network Neutrality مجبور کرد.

به عبارت دیگر این سرویس‌دهنده‌ها اجازه اعمال هیچ تغییری در ترافیک کاربران را نخواهند داشت. از بلوکه کردن دامنه‌ها و سایت‌ها خبری نخواهد بود و سرعت در هنگام استفاده از پروتکل‌های بیت‌تورنت تغییری نخواهد کرد. شکل‌دهی ترافیک یا Traffic Shaping هم از میان خواهد رفت یعنی فرقی نمی‌کند که کاربر ویدیویی را از سایتی در یک جای دیگر دنیا تماشا کند، بیت‌تورنت دانلود کند، متن بخواند یا از سایتی متعلق به خود سرویس‌دهنده استفاده کند. در همه حالت‌ها سرعت و کیفیت اتصال کاربران به شبکه باید یکسان مانده و حفظ شود. افراد نباید در استفاده از فناوری به شیوه‌ای خاص یا به استفاده از محصولات گروهی خاص محدود باشند. کاربران باید آزاد باشند به هر شکلی که می‌خواهد از ابزارهای فناورانه استفاده کنند و این قانون به یقین آزادی بزرگی است که نصیب کاربران اروپایی شده است.

سوم: دولت نیوزیلند دیگر هیچ پتنتی را در زمینه نرم‌افزار ثبت نخواهد کرد.

فکر کنم غالب شما هم از شنیدن دعاوی مربوط به پتنت و کپی‌رایت خسته شده باشید. ناکارآمدی هر دوی این موارد کم‌وبیش اثبات شده است و با توجه به چالش‌ها و پیچیدگی‌های فناوری کنونی، هر دو به بازنگری‌های جدی احتیاج دارند. البته این ناکارآمدی در مورد پتنت‌ها بسیار شدیدتر و آزاردهنده‌تر است. مشکل این‌جا است که هر کس می‌تواند با پول کافی و حتی بدون داشتن نمونه یا محصول فیزیکی یا حتی مجازی، ایده یا ابزاری را پتنت کند. توسعه‌دهنده‌ای را تصور کنید که بعد از کاری سنگین و فشرده نرم‌افزاری را تهیه می‌کند و پس از اتمام کار متوجه می‌شود پتنت‌های چیزی که او ساخته است را کسی پیش‌تر ثبت کرده و اکنون در بهترین حالت می‌خواهد در سود ناشی از آن شریک شود. چنین موردی بدترین شیوه نابود کردن خلاقیت و تولید است و انگیزه را از بین می‌برد. اما این اتفاق حداقل در نیوزیلند دیگر تکرار نخواهد شد. دولت نیوزیلند ابتدا اعلام کرد که دیگر پتنت نرم‌افزاری جدیدی را ثبت نخواهد کرد و البته کمی بعدتر با گسترده‌تر کردن دامنه اثر این قانون، کل پتنت‌های نرم‌افزاری را باطل کرد تا به این ترتیب اندیشه‌های خلاق و تولیدکنندگان محصولات جدید در راستای تحقق اهداف‌شان موانع کمتری پیش رو داشته باشند.

به هر حال هدفم این بود که یادآوری کنم در عین بهره بردن از نعمات و مزیات فناوری‌های جدید باید با دیدی کلی‌تر و جامع‌تر مواظب باشیم که در ازای آسایش کسب شده چه چیزهایی را قربانی می‌کنیم. نمی‌دانم چرا این‌جا نیز مانند برخی دیگر از یادداشت‌هایم به یاد آسیموف فقید و سه گانه روبات‌هایش می‌افتم. آن‌جا که آر. جیسکارد رونتلوف در لحظه‌های آخر «حیات»اش قانون صفر را به آر. دنیل اولیواو می‌آموزد. قانونی که آموختنش برای رونتلوف به قیمت «جان»اش تمام شده است. قانونی که می‌توان آن را در جنبه‌های مختلف زندگی تعمیم داد:

«همیشه حفظ بشریت [حق آزادی، انتخاب، اشتباه]، از حفظ جان [مال، آسایش، سود] یک انسان مهم‌تر است.»

گروگانی به نام بی‌طرفی شبکه

یادداشت من در شماره 141 ماهنامه شبکه (+)

141شرکت Free دومین ISP بزرگ فرانسه است. این شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنت، در اقدامی ناگهانی با راه‌اندازی سیستمی فراگیر و خودکار، «تمام تبلیغات» صفحات وب را حذف کرده است. این سرویس فعلا تنها بر روی Set-Top-Boxهای شرکت فعال شده است و روی تجربه کاربری مشترکان سایر خدمات این شرکت (مثلا ADSL) هیچ تاثیری ندارد.

چند نکته در مورد این اقدام جالب توجه است. نکته نخست این‌که Free چگونه توانسته است یک شبه (بدون آزمایش و خطا و نسخه‌های آلفا و بتا) سیستمی جامع و یکپارچه برای حذف تبلیغات از کل سایت‌های اینترنتی پیاده‌سازی کند؟ چنین کاری حتی در سمت کاربر با انواع و اقسام افزونه‌ها و نرم‌افزارهای بلوک‌کننده با راندمان بالایی عملی نیست.

نکته دیگر این‌که گرچه همه ما کم‌وبیش از نمونه‌های مختلفی از تبلیغات، چه به لحاظ محتوا چه نوع و میزان استفاده آزرده شده‌ایم، اما از سوی دیگر می‌دانیم که وجود و حضور این تبلیغات برای تداوم فعالیت بسیاری از سایت‌ها و همین‌طور کسب‌وکارها الزامی است. به همین دلیل فکر می‌کنم رفتار خودخواهانه این ISP فرانسوی را نپسندیم.

اما این تنها پوسته قضیه است. آن‌چه بیش از همه این‌ها ارزش نگرانی و توجه را دارد قربانی شدن مفهومی به نام بی‌طرفی شبکه است. بحث بی‌طرفی شبکه یا Net Neutrality، یکی از مهم‌ترین بحث‌هایی است که با نفوذ بیش‌ازپیش اینترنت در زندگی روزمره، جدی و جدی‌تر می‌شود. آیا فراهم آورندگان خدمات دسترسی به شبکه، اجازه دارند براساس محتوایی که کاربر مصرف می‌کند، کیفیت، سرعت یا نرخ تعرفه‌های‌شان را تغییر دهند یا خیر؟

این مشکل به خصوص از زمانی جدی‌تر شد که کاربران به آپلود و تماشای ویدیو از طریق شبکه اینترنت روی آوردند. آمارها نشان می‌دهد که اکنون بیشتر ترافیک شبکه اینترنت به ویدیو مربوط است و سیسکو پیش‌بینی کرده است که در سال 2013 سهم ویدیو از کل ترافیک اینترنت به 90 درصد برسد. چنین سهم عظیمی در ترافیک انتقالی شبکه باعث می‌شود که برخی شرکت‌های فراهم‌آورنده دسترسی شبکه سیاست‌هایی را برای کاهش این بار سنگین پیاده کنند. مثلا مشترکان Free پیش از این نیز از کند بودن سایت اشتراک ویدیوی گوگل شکایت داشتند. کار تا جایی بالا گرفت که حتی مقامات دولتی هم برای بررسی این ادعا وارد ماجرا شدند.

اما این بار Free به جای هدف گرفتن «ویدیو» منبع انتشار آن را هدف گرفته و با این کار در واقع با گوگل وارد جنگ شده است. جنگی که گروگان آن «بی‌طرفی» شبکه است. صحت این ادعا به سادگی با مشاهده ایمیلی که توسط خاویر نیل (Xavier Niel نایب‌رییس ارشد iliad شرکت مادر Free) در پاسخ به یکی از ژورنالیست‌های فرانسوی نوشته شده است، امکان‌پذیر است. او در این ایمیل به توییت‌های یک ژورنالیست فرانسوی دیگر به نام استفانی سومیر اشاره کرده است. سومیر در یکی از توییت‌هایش می‌گوید: «به یقین نیل نمی‌خواهد برای همیشه تبلیغات را بلوک کند. جنگ نمی‌تواند یک وضعیت یا استراتژی دائمی باشد. تنها هدف این است که این بار Free قاعده بازی را تعیین کند.»

از دید Free و دیگر ISPها، گوگل و شرکت‌های مشابه آن فراهم‌کنندگان سرویس‌های رایگانی هستند که سود سرشاری را از ترافیک فراهم شده توسط ISPها نصیب خود می‌کنند و این ISPها هستند که باید هزینه ترافیک سنگین محتوای ویدیویی را بپردازند. البته برخی دیگر از ISPها (نظیر OVH در فرانسه) سعی می‌کنند در چنین شرایطی با تضمین بی‌طرفی کامل شبکه، سهم بیشتری از مشتریان را نصیب خود کنند.

این‌که نتیجه این اقدامات Free چه خواهد شد، بستگی به واکنش مقامات دولتی و حتی سیاست‌های گوگل دارد. گرچه بعید است که شرکتی مانند گوگل حاضر شود برای اصلی‌ترین منبع درآمدش یعنی تبلیغات حاضر به مصالحه شود. اهمیت این موضوع برای کاربران و سایت‌های فرانسوی هم به حدی است که فلور پلرین (Fleur Pellerin) وزیر نوآوری و اقتصاد دیجیتال فرانسه قصد دارد نشستی را با حضور نمایندگان Free و سایر منتشر کنندگان محتواهای دیجیتال برگزار کند تا حل این مشکل روند سریع‌تری به خود بگیرد.

زمانی در ماهنامه شبکه (شماره 123) با انتشار پرونده‌ای از «باغ‌های محصور» وب سخن گفتیم. شرکت‌هایی که خدمات خود را به جای بستر معمول وب، تنها از طریق برنامه‌ها و اپ‌های خاصی ارایه می‌کنند که «باز» نیستند و آن را تهدیدی برای اصالت و هویت وب دانستیم. بستری که از ابتدا قرار بوده است آزاد و باز، برای همه در دسترس و بی‌طرف باشد. اما اکنون خطر دیگری این ویژگی‌های ذاتی وب را تهدید می‌کند که رفع آن یا حتی مبارزه با آن بسیار دشوارتر به نظر می‌رسد، چرا که این بار گره کار به دست همان کسانی است که دسترسی به وب را برای ما فراهم می‌کنند.

راه‌حل شاید این بار، آن‌هم با در نظر گرفتن عطشی که ما برای کیفیت‌های بالا و بالاتر ویدیو و ویدیوهای سه‌بعدی داریم، تنها با تلاش‌های گوگل و شرکت‌های مشابه‌اش برای عرضه فرمت‌های فشرده‌تر به نتیجه نرسد. شاید باید دوباره به اصول پایه‌ای و اساسی برگردیم که اینترنت و وب را برای ما شکل داده‌اند، حتی اگر به زیان ما باشند.