عروسی ابراهیم بود . . . دیگه از دست رفت . . . چه خلوت چه راحت . . . … بیشتر
نویسنده: احمد شریفپور
رایتر خریدن ما
تهران یه مشت کار کردیم و یه ذره پول جمع شد که یه رایتر بخریم. . . همینکه رسیدیم شیراز … بیشتر
نوشتن سخته
همیشه فکر می کردم نوشتن کار خیلی آسونیه ولی چند وقته که دیگه حرف کم آوردم. نمی دونم چی بنویسم. … بیشتر
پارتی بازی
کی گفته تو این مملکت کارا بدون پارتی بازی پیش نمی ره؟ به قول یه نفر: کردیم و شد بدون … بیشتر
فعلا
ِفعلا مهمونی هستم . . . این اشتراک هم شبانه است. بیشتر از این هم روم نمیشه مصرفش کنم.. فعلا … بیشتر
به همه اونهایی که جیپ ما رو دیدن
گفتم بابام تصادف کرده و . . . یادم رفت بگم ازش پرسیدم با چی تصادف کردی گفت: با از … بیشتر
تصادف
بعد از ۸ روز دوباره سلام رفتم شیراز برای یک کاری که الهی برای هیچ کس پیش نیاد. برای ختم. … بیشتر
لینک جدید
کلی زور زدم و بالاخره تونستم یه لینک توی Template کذایی بگذارم. لطفا روی این لینک ( در سمت راست … بیشتر
تکذیبیه
هان یادم رفته بود … خبر ازدواجی که در یادداشت یک روز در اصفهان به تاریخ شنبه 28 دی 81 … بیشتر
خرافاتیاش بیان جلو
قابل توجه اونهایی که به ستاره و خورشید و طالع و . . . . اعتقاد دارن برین توی این … بیشتر
خلاص
تموم شد . . . بالاخره تموم شد. امتحان آخر هم یه پامون اینطرف بزگه یکی اون طرف و . … بیشتر
یک خبر بد
امروز فهمیدم پدر احمد فوت کرده … خدا رحمتش کنه راستش این جور مواقع کم میارم … حتی نتونستم درست … بیشتر