استاد فو و تازه کار سردرگم

تازه‌کاری بود که در خدمت استاد چیزهای بسیاری آموخته بود اما احساس می‌کرد که در این میان گمشده‌ای هست. پس از مراقبه و تمرکز فراوان روی تردیدهایش در خود این شهامت را دید که برای گرفتن پاسخ به نزد استاد رود.

پرسید: «استاد Foo، چرا کاربران یونیکس از برنامه‌های آنتی‌ویروس استفاده نمی‌کنند؟ یا از برنامه های Defrag؟ یا برنامه های ضد بدافزار؟»

استاد Foo با لبخند پاسخ داد: «زمانی که خانه‌ات درست و استوار بنا شده باشد؛ برای نگه داشتن سقف احتیاجی به افزودن ستون نیست!»

تازه کار پاسخ داد: «با این همه آیا بهتر نخواهد بود که برای اطمینان بیشتر از این ابزارها استفاده کنیم؟»

استاد Foo گلوله‌‌ای نخ از کناری برداشت و شروع به پیچیدن نخ دور پاهای تازه کار کرد.

تازه کار شگفت‌زده پرسید: «چه می‌‌کنید؟»

استاد Foo به سادگی پاسخ داد:

«بند کفشهایت را می‌بندم!»

و با شنیدن این سخنان تازه‌کار به روشنایی رسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *