با مایکروسافت خداحافظی نمی‌کنم

با مایکروسافت خداحافظی نمی‌کنم

شما انتخاب نمی‌کنید که چه تیمی را دوست داشته باشید، فقط یک تیم را دوست دارید.

اگر طرف‌دار تیم فوتبالی بوده باشید، به احتمال زیاد معنای حرفم را می‌فهمید. شما هیچ گاه تیم مورد علاقه‌تان را براساس نتایج پایان فصل، عملکرد مربی و نام بازیکنان انتخاب نمی‌کنید. هرگاه تیم‌تان برنده است به خودتان افتخار می‌کنید و فریادتان گوش فلک را کر می‌کند و هر زمان که بازنده باشید راهی برای ادامه دادن علاقه‌تان می‌یابید. آمار و برد و باخت و نتایج فقط به درد کوبیدن حریف می‌خورد نه توجیه علاقه به تیم‌تان.

steve-ballmer-8

امروز همه جا از خبر مراسم خداحافظی بالمر با مایکروسافت پر بود. نارنجی، زومیت و بسیاری از سایت‌های دیگر هم ویدیوهای این مراسم را منتشر کردند. اما چیزی که من دوست داشتم این‌جا بگویم نه درباره این خبر و نه حتی تحلیل و درس گرفتن از آن است. برای من تمام این خبرها و ویدیوها تنها یک پیامد داشت و آن غلیان دوباره احساسی بود که به مایکروسافت داشتم.

من مشخصا بالمر را چندان دوست نداشته‌ام، مشخصا نرم‌افزارهای آزاد را دوست دارم و یونیکس و فلسفه‌اش و لینوکس را تبلیغ می‌کنم، اما مایکروسافت را هم همواره و همیشه دوست داشته‌ام و تحسین کرده‌ام. درست مانند همان تیم فوتبالی که شما طرفدارش هستید. حتی شروع این دوست داشتن را به یاد نمی‌آورم. مهم نیست که ارزش سهامش چقدر کاهش پیدا کرده، مهم نیست که تبلت‌هایش را کسی نمی‌خرد و مهم نیست که جنگ دنیای موبایل‌ها را به گوگل و اپل باخته است. با همه این‌ها دوستش دارم.

شاید دلیل این علاقه همه آن خاطراتی باشد که از آغاز شناختن و در اختیار داشتن ابزاری به نام کامپیوتر، به لطف محصولات مایکروسافت شکل گرفته‌اند. خاطراتی که هم سن وسالان من هنوز هم به یاد دارند و اکنون برای من نوستالژی لذت‌بخشی محسوب می‌شود.

AllWindowsLogos

از فلاپی‌های 5.25 اینچی DOS و ویندوز 3.1، نصب هزارباره CDهای ویندوز ۹۵ و ۹۸ و حفظ کردن شماره  سریال XP گرفته، تا جهنم درایورها و بازی‌های سه‌بعدی و اولین اتصال به شبکه جهان گستر اینترنت، همه و همه را مدیون محصولات این شرکت بوده‌ام. شاید هم دلیلش این باشد که سروکله زدن با محصولات این شرکت و خوره شدن در آن‌ها اولین وجه تمایز من در میان جمع و زمانی مایه مباهاتم بود. از همان زمان نه تنها این شرکت که بنیان‌گذارش را هم دوست داشته‌ام. بیل گیتس در زمانی بسیار دور به واسطه ثروتش و به واسطه شهرتش قهرمان من بود و اکنون هم به واسطه خیراندیشی و بزرگواری‌اش هنوز دوستش دارم

به هر حال مایکروسافت شرکتی است که بیش از هر شرکت دیگری دوستش دارم.

تمام وال‌استریت، تحلیل‌گران و سهام‌داران به جهنم بروند، من هنوز مایکروسافت را دوست دارم و دوست دارم باز هم برنده باشد.

ضعیف عمل کرده‌‏اید

ضعیف عمل کرده‌‏اید

یا چرا استیو بالمر باید برود . . .

چند روز قبل، وقتی که هنوز شماره 122 مجله برای چاپ آماده نشده بود و کیومرث سلطانی در حال نوشتن گزارشی تحلیلی از خرید 8.5 میلیارد دلاری مایکروسافت (خریدن شرکت اسکایپ) بود، صحبت به سیستم مدیریت مایکروسافت کشیده شد و اینکه به نظر میاد بالمر چندان مدیر موفقی نیست و بیشتر تصمیم‎های بزرگی که میگیره به شکست منجر می‌شن. کمی بعد پرهام ایزدپناه چند تا لینک رو برامون فرستاد که نشون می‌ده حتی تحلیلگرها و سهامدارهای مایکروسافت هم دل خوشی از این آدم عجیب و غریب ندارن. دلیل‎های متعددی هم برای حرف‎هاشون دارن.

  • قیمت سهام مایکروسافت نزدیک به 10 سال می‌شه که به دلیل عدم موفقیت مایکروسافت در بازارهای اینترنت و موبایل تقریبا ثابت مونده و حتی کاهش قیمت هم داشته. به طوری که اگر کسی سال 2001 مبلغ 100000 دلار توی مایکروسافت سرمایه‎گذاری کرده باشه ثروتش الان 69000 دلار خواهد بود. (+)
  • صحبت‎ها و عکس‎العمل‎های بالمر در برابر برخی پدیده‎های به شدت تاثیرگذار به حدی ساده و شاید ابلهانه بوده بعضی منتقدین رسما از کوته‎بینی و ساده‏لوحی بالمر حرف می‌زنن. در یکی از صحبت‏‌هاش گفته بود که هیچ شانسی وجود نداره که آیفون بتونه سهمی از بازار کسب کنه!!! و بعد دیدیم که چی شد. (+)
  • در حالی که خیلی‎ها از عصبانیت و خشونت بالمر حرف می‌زنن و صندلی پرت کردن به سمت کارمندان (+)، هیچ جا صحبتی از تصمیمات مدیریتی صحیح، ایجاد روش‎های تعامل با کارمندان و غیره دیده نمی‌شه.

به هرحال به رغم همه این صحبت‎ها مایکروسافت یکی از بزرگترین غول‌‏های نرم‎افزار دنیا محسوب می‌شه و به دلیل حجم عظیم سرمایه‎ای که داره می‌تونه تا مدت‎ها ضرر و زیان ناشی از کسادی بازار و سوء مدیریت رو به راحتی تحمل کنه و خم هم به ابرو نیاره و بالمر، این کارمند شماره 30 مایکروسافت، که مدرکش رو از هاروارد و اتفاقا در رشته ریاضی و اقتصاد گرفته، به رغم همه صحبت‎ها به هیچ عنوان  آدم ساده و کم اهمیتی (حتی در کل دنیای IT) نیست.

تنها نشونه‎هایی هستن که می‌گن دوران بالمر دیگه به سر رسیده و مایکروسافت باید به فکر یه مدیرعامل تازه نفس و تازه باشه.

(این یادداشت ابتدا در وبلاگ اهالی شبکه منتشر شده بود.)