لیستی از خواندنی‌های AI

هشدار: متن طولانی
منبع:
این متن ترجمه‌ای است از این مقاله سایت The Verge با کمی مخلفات اضافه.

از کتاب‌های مقدماتی کاربردی تا داستان‌های کوتاه علمی-تخیلی

سایت دوست‌داشتنی The Verge (البته بعد از Ars Technicaی عزیزترین) پرونده ویژه‌ای را در زمینه هوش مصنوعی کار کرده است که همین‌جا توصیه می‌کنم حداقل نگاهی به عنوان‌ مقاله‌های آن بیاندازید. قطعا خواندنی‌های جالبی را می‌توانید آن‌جا بیابید. از میان همه آن‌ها به نظرم این مطلب (که به معرفی برترین کتاب‌های هوش مصنوعی می‌پرداخت) هم به لحاظ محتوایی و هم به لحاظ فرصتی که داشتم، گزینه خوبی برای بازنشر بود. تنها کاری که علاوه بر ترجمه مقاله انجام داده‌ام این است که کتاب‌ها را هم از این‌طرف و آن‌طرف اینترنت پیدا کرده و لیک دانلودشان را هم اضافه کرده‌ام. امیدوارم به کارتان بیایند.

ادامه خواندن “لیستی از خواندنی‌های AI”

خاما، رمانی که «باید» نوشته می‌شد

۱- وانتی آبی رنگ کنار پیاده‌رو ایستاده و مردی قدبلند با سبیلی پرپشت، بسته‌های کتاب را یکی یکی از پشت وانت به داخل ساختمانی می‌برد که تازه تعمیراتش تمام شده است.
– سلام
* سلام
– قراره این‌جا کتابفروشی بشه؟
* بله
– آقای یوسف علیخانی؟ نشر آموت؟
* بله. یعنی این‌قدر پیشونی سفیدیم؟
– نه آقا. این‌قدر مشهورید!
و من خوشحال از این همسایگی (و بی این‌که حتی تعارفی برای کمک بزنم) سریع‌تر به سمت خانه در آن‌سوی چهارراه می‌روم.

ادامه خواندن “خاما، رمانی که «باید» نوشته می‌شد”

آسیموف عزیز، بعد از ۲۵ سال باز هم سپاسگزارم

در بازار نیمه جان و رو به موت کتاب و کتاب‌خوانی ایران، ادبیات علمی تخیلی از آن ژانرهایی است که رونق و اعتبار خودش را حسابی از دست داده است و جای خود را به سبک‌های تخیلی صرف یا ساده‌تر بگوییم فانتزی‌ها داده‌ است. بار علمی داستان‌ها و مجموعه‌های کنونی کمتر و کمتر شده و بار تخیلی آن‌ها بیشتر و بیشتر. با این‌که سری داستان‌هایی مانند «هری پاتر» و «در جست‌وجوی دلتورا» را کامل خوانده‌ام و از سری فیلم‌هایی نظیر «ارباب حلقه‌ها» لذت فراوانی برده‌ام، اما هنوز این آثار نتوانسته‌اند مانند آثار علمی تخیلی (بیشتر از همه منظورم آثار آسیموف عزیز است) ذهنم را درگیر کنند.

آشنایی من با ژانر علمی تخیلی به سال‌های ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ و رمان‌های ژول ورن بر‌میگردد، یعنی سال‌های پایانی دوره راهنمایی. اما چیزی که من را بسیار بیشتر و شدیدتر درگیر داستان‌های علمی تخیلی کرد (و حتی بانی علاقه‌ام به حوزه‌ای به نام علم شد) نوشته‌های آسیموف بود. در چند مدت اخیر دوباره برای بازه زمانی کوتاهی درگیر داستان‌های آسیموف شدم و لذت خواندن نوشته‌هایش را دوباره تجربه کردم. در واقع داستانی که خواندنش را ۲۵ سال پیش شروع کرده بودم، کامل کردم. داستانی که آغاز و پایانش را می‌دانستم، اما از اتفاقاتی که در میانه آن افتاده بود تا همین هفته پیش بی‌خبر بودم. تمام هدف این نوشته درواقع یادآوری خاطرات خوش گذشته برای من و وصف لذت کتابخوانی است و البته تلاش برای یاد کردن از نویسنده مورد علاقه‌ام آسیموف فقید.

ادامه خواندن “آسیموف عزیز، بعد از ۲۵ سال باز هم سپاسگزارم”

درباره «چرک نوشتن»

ادبیات، به خصوص ادبیات داستانی در شرایط فعلی جامعه ما احتمالا دیرترین و دورترین چیزی است که عامه مردم برای گذران اوقات فراغت (لذت بردن که پیشکش!) به یادش می‌افتند. این را می‌توانید به کم‌حوصله شدن افراد به واسطه تاثیر شبکه‌های اجتماعی نسبت دهید. می‌توانید آن را نتیجه گرانی کتاب بدانید یا گناهش را به گردن فقر محتوایی و تنوع اندک ژانرهای ادبی و نبود نویسندگان تاثیرگذار بیندازید. دلیل هرچه که باشد، داستان خواندن (حتی نوع کوتاهش) در این جمع دارد به خاطره‌ای از گذشته تبدیل می‌شود. احتمالا اگر از آن دسته افرادی هستید که در کل پرداختن به ادبیات را بیهوده و بی‌حاصل می‌دانید خواندن این پست کوتاه از وبلاگ یک پزشک و بعد تهیه کتاب معرفی شده در آن را به شما پیشنهاد می‌کنم.

The-Thorn-Birds ادامه خواندن “درباره «چرک نوشتن»”

تائوی برنامه‌‏نویسی

استاد می‏‌گوید:

هنگامی که سه روز بگذرد و برنامه‏‌ای نوشته نشود، زندگی معنای خود را از دست خواهد داد.

این بخشی از کتاب تائوی برنامه‏‌نویسی است که در سال 1987 توسط جفری جیمز به رشته تحریر درآمده است. این کتاب نیمه طنز، مجموعه‌‏ای از حکمت‏‌ها و گفته‏‌های کوتاه است که در قالب نه بخش یا «نه کتاب» طبقه‌‏بندی شده‏‌اند. این داستان‏‌ها و حکمت‏‌ها به بیان ایده‏‌آل‏‌های هکری در دنیای برنامه‏‌نویسی می‏‌پردازند. ترجمه فارسی این کتاب را می‌‏توانید از کلبه آیدین دریافت کنید. در آینده درباره بخش‏‌های دیگری از این کتاب خواهم نوشت.