سیاست

ايشون ميگن که سياست يعنی اينکه يه قورباغه رو زنده بخوری و به روی خودت هم نياری.

اما به اين نکته توجه ندارن که اگر اونها می دونن و به روی خودشون نميارن صد تا بدتر از اون قورباغه رو به زور تو حلقت فرو ميکنن و صدات در نمياد. توجه ندارن که:
سياست يعنی اينکه اين جار و جنجال اخير همه اش کار دانشجو نماها بوده ! ! !
يعنی اينکه شونصد نفر آدم رو بگيری و بعد بگی در اين جريانات کلا سه نفر دستگير شدن!‌ !‌ ‌!
يعنی اينکه کلی بری تو خيابون و در حمايت از مردم عراق به آمريکا و انگليس فحش بدی و بعد از جک استراو دعوت کنی بياد خونه ات مهمونی ! ! !

اصلا بی خيال من که تصميم گرفتم به نصيحت عموم گوش کنم. گفت از ما که گذشت ولی اگر يه وقت شلوغی . . . چيزی شد خودتو بکش کنار. اگر به نتيجه نرسيد که هيچ. اگر رسيد بعدش با پرروی ميری جلو يقه خودتو جر ميدی که کلی برای اين جريانات زحمت کشيدی و يقه ات که خوبه همه جات جر خورده و بعد به راحتی از کليه نعمتهای حاصل از اين اتفاقات بهره مند ميشی. ما که رفتيم کنار.

همين و والسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *