عروس

فکر کنم من تا حالا راجع به جیپ خونوادگيمون ! !‌ !‌ يه دو تا مطلب نوشتم . . .
جريان اينه که ما يه جیپ داريم که به ازا هر يک ماه کار يک سال استراحت ميکنه و تکون نميخوره. از بس در خونه ما مونده دیگه آدرس خونه ما رو با جیپمون میدن ! !‌ !

 

شیراز طبقه اول ، در بعد از جیپ آبی ! ! !‌


خلاصه بعد از اينکه استراحتش تموم ميشه بابا يه پول قلنبه ميندازه تو گلوش و باز دوباره يکی دو ماه ديگه کار ميکنه . . .
هفته گذشته از يک دوره نقاهت دو ساله اومد بيرون و تعمير شد و راه افتاد ! !‌ ! اما ديشب دوباره ترمزش جام کرده و . . . .
جالب تر اينه که هر وقت هم درست ميشه به بابا ميگيم حالا که سالمه ردش کن بره. ميگه نه حالا که شده مثل عروس ردش کنم بره ! ! !
و هر بار هم اين عروس يه دردسری برامون درست ميکنه.

آقا ما نفهميديم اين چه عروسيه که تا حالا ۱۰۰ بار . . . . . ولی هنوز هم عروس مونده ! !‌ ! !

خلاصه اينکه اگر دامادی چيزی سراغ دارين که زورش به اين عروس ما و بابای عروس ((( همون که فکر ميکنه اين جیپ هنوز عروس مونده ))) ميرسه بفرستينش سراغ ما که حداقل ما رو از شر هزينه عروسی و دردسرهای بعدش خلاص کنه.

سنگهای ۲۵۰۰ ساله

توجه : ترجیحا به علت کشدار بودن مطلب و روده درازی نویسنده offline بخونیدش ! ‌! ! !

روز جمعه به اتفاق چند عدد ! ! !  ( دقیق تر ۱۶ عدد ) از دوستان رفتيم تخت جمشيد .يکی از اين دوستان راهنمای تور بود و کل قضيه رو هم اون جور کرد که کلی ازش ممنونيم . در راستای توضيحات ايشون و دروس تاريخ معماری ما و . . . کل کل های ما با ايشون کلا بار علمی و بويژه تفريحی سفر خيلی زياد شد طوری که ديگه از سطح تحمل خودمون هم سنگينتر شد . . . بگذريم بهر حال کلی خوش گذشت اما چيزايی که به نظرم ميرسه اينهاست :

۱- هيچ وقت فکر کردين ۲۵۰۰ سال يعنی چی ؟ ؟ ؟ چند ماه ؟ چند شبانه روز ؟ چند ساعت ؟  آدم وقتی بهش فکر ميکنه کله اش سوت ميکشه . . . . .

۲- اخيرا اين گفته که اسکندر تخت جمشيد رو آتش زده زير سئوال رفته و ميگن اصلا اسکندر به اينجاها نرسيده که بخواد آتش بزنه يا نزنه.

۳- تخت جمشید هیچ دخل و ربطی به تخت و جمشید و . . . نداره. راهنمای سفرمون میگفت که توی شاهنامه اومده که جمشید شاه تختی داشته که دیوها اون رو حمل میکردن. مردم قدیم هم وقتی بقایای تخت جمشید رو دیدن و بویژه اون نقش روی یکی از دروازه ها رو که تخت شاه هخامنشی روی دست یک عده حالا بگیم خدمتگزار یا . . . حمل میشه ((( که گفته میشه هر کدومشون نماینده یکی از ملل تحت سلطه ایران بوده ))) و چون صورت این خدمتگزاران بر اثر عوامل طبیعی خراب شده بوده تصور کردن که اینجا محل زندگی جمشید بوده و اسمش رو گذاشتن تخت جمشید.

دید کلی از سایت

منبع عکس اينجاست.

۴- معماران عزيز ساختمونهايی که ميسازيد چقدری عمر ميکنه ؟ ؟ ؟ ۲۵۰۰ روز ميشه ؟ ؟ ؟

۵- يکی از چيزايی که به شدت باهاش مخالفم اين داستان گويی ها و توجيه درست کردنهاست ! ! !‌ چون هفت عدد مقدسی بوده اينجا ۷ طبقه ساخته شده و چون سال ۱۲ ماه داره اينجا ۱۲ تا ستون داشته و نميدونم ستونها که همه هم اندازه هستن و سقف رو نگه داشتن يعنی ملت ايران که برابر و در کنار هم سرزمين ايران رو نگه ميدارن و . . . . ((( اين توی ساختمون های اسکلت فلزی حالا هم هست . . . ستونها برابر و هم اندازه زير سقف !‌!‌!‌  )))
من منکر اين واقعيت نيستم که در گذشته و بويژه در بناهاي مقدس مذهبی و يا سلطنتی ((( در گذشته دین و پادشاهی با هم فرقی نداشتن. شاه نماينده خدا ، رابط مردم با خدا و . . . بوده. ))) عناصر و طرحهاشون غالبا سمبوليک و نمادين بوده اما اينکه بخوايم از هر چيزی يه داستان بتراشيم و برای خودمون توجيه درست کنيم و تحويل بديم که . . . .
نمونه يکی از توجيهاتی که به شدت باهاش مخالفت کردم :
گل نيلوفر آبی از نقشهای به شدت فراوون تخت جمشيد به حساب مياد و چون غالبا ۱۲ پر کشيده شده نشون ميده که هخامنشيان ۱۲ ماه سال رو ميشناختن ! ! ! ! و چون بعضی جاها ۱۶ پر يعنی با ۴ پر اضافه کشيده شده يعنی ميدونستن که هر چهار سال يکبار ما سال کبيسه داريم ! ! ! خدا رو شکر که نمی خواستن بگن سالشون غالبا ۳۶۵ روز و گاهی ۳۶۶ روز داره وگرنه دهن بدبخت حجار و سنگتراش . . . . ميشد.

۶- و اما يه توجيه به نسبت مقبول تر برای گل نيلوفر آبی : اين گل مقدسه چون زندگی سه گانه داره. ريشه هاش در خاکه ، تنه اش در آب و گلهاش در هوا و اين نماد زندگی سه گانه انسان پيش از تولد ، بعد از تولد و بعد از مرگه و به همين دليل مقدسه.

۷- من در عجبم از اين همه عظمت و ظرافت توام ! ! ! ستونها و درگاههای تقریبا ۲۰ متری ((( کلی شبيه معماری های غول پيکر و بخصوص زمخت مصر و يونان و . . . ))) توی نقشها و حجاریشون آنچنان ظرافت و دقتی به کار گرفته شده که فکر ميکنی هر سانتيمتر مربعش روزها کار برده.

یکی از همون دروازه های غول پیکر

منبع عکس اينجاست

۸- آقا تو از کجا ميدونی اينجا فرشهاش ارغوانی بوده و پرده هاش سبز ؟ ؟ ؟

۹- راستی به نحوه سوار کردن ، تراز کردن ، محکم کردن اين همه سنگ فکر کردين ؟ ؟ ؟ چطور دايره رو دايره ميبريدن ؟ ؟‌ ؟ من معمار اگر الان يه سنگ گرد بخوام که فلان جای ساختمون نصب کنم دهنم سرويس ميشه و آخرش با کلی مکافات يه گردالی ! ! ! گيرم مياد نه دايره ! !‌ ! ۱۲ متر مربع کاشی ميکنن هر کدومش يه ساز برای خودش ميزنه ! ! ! تراز ؟ ؟ ؟ هان ؟ ؟ ؟ خوردنيه ؟ ؟ ؟

۱۰- بابا اين تاريخ اين مملکته گذشته مونه . . . يه نگهداری يه راهنما برای توريستها يه محافظتی . . . فقط بليط پاره کن استخدام ميکنيد ؟ ؟ ؟

نقشها و ریزه کاریها . . .

منبع اين عکس اينجاست.

۱۱- و اما نور و صدا ! ! ! ! ! از نورش بگم يا از صداش ؟ ؟ ؟

۱۲- حداقل يه سری بزنين به جاهای ديدنی دنيا يا لااقل عکسهاشون رو ببينيد ! ! ! توی اينترنت يه جستجو کنین راجع به کسانی که توی زمينه نور پردازی تخصص دارن و فعاليت حرفه ای ميکنن . . . هيچ . . . يه مشت لامپ قرمز و آبی و يه نفر که بايد ۲۰۰ تا کليد رو هی قطع و وصل کنه و از کجا معلوم که قاطی نکنه ! ! !

۱۳- چه گيري دادين به دين و خدا و پيغمبر ! ! ! توی تخت جمشيد وسط سخنرانی کورش کبير پله اول و دوم و معاد و بازگشت بسوی خدا و قيامت و . . . چيه ؟ ؟ ؟ کورش کبير سئوال نميدونم حضرت ابراهيم يا موسی يا نميدونم کی رو مطرح ميکنه که بعد از اينکه مرديم و خاک شديم چطوری دوباره زنده ميشيم و خدا جواب ميده مگر اول که ساختمتون سخت بود و بگير و برو تا تهش. . .

۱۴- والله سانسور هنريست بسيار بديع که در آن شخص تلاش ميکند با يک قيچی کارهای عجيبی انجام دهد و مايه حيرت بيننده و شنونده عزيز شود و غالبا موفق ميشود ! ! !‌ ۴۰ دقيقه متن و نمايش و . . . سرو تهش توی ۲۰ دقيقه هم مياد و محل برشها هم خيلی ضايعه ! ! !

۱۵- خودمون هم همچين يه خورده مشکل داريم ها ! ! ! دوست عزيز تو توی روز روشن هر حلقه ۳۶ تايی که عکس ميگيری ۱۰ تا عکس درست و حسابی توش در مياد حالا نصف شب توی تاريکی از فاصله ۱۵۰ متری با يه فلش که لامپش قد یه بند انگشته ميخوای از کاخ تچر که با دو تا لامپ قرمز روشن شده عکس بگيری ؟ ؟‌ ؟ دهنمون سرويس شد. کور شديم. چقدر عکاس داره اين مملکت. فقط دوربين هاشون شعور نورسنجی و تنظیم درست و حسابی و … نداره و گرنه خودشون خيلی خوب دکمه شاتر رو فشار ميدن ! ! !

۱۶- ولی سرود آخرش ((( ای ايران ای مرز پر گهر ))) به همش مي ارزيد.

۱۷- راستش با همه اين حرفها وقتی ميری اونجا يه جوری ميشی . . . يه سری احساسات دو گانه. شادی و غم توام ، عظمت و ظرافت ، گذشته و حال و خلاصه خيلی چيزای ديگه. به ديدنش مي ارزه. منتها قبلش اگر حوصله کردين يه دو تا کتاب بخونين چند تا عکس و توضيح و تفسير ببينين ولی بعدش تنها برين و خودتون نگاه کنين ، توجيه کنيد و برداشت کنين نه مثل ما ………

۱۸- اين عکسها ظرف ۵ دقيقه توی اينترنت پيدا شده ! ! ! صبر کنين اگر شاهکارهای خودم ! ! !‌ ظاهر شد و آبروريزی نبود ميگذارمشون اينجا .

۱۹- اينم حسن ختام ! ! !

حسن ختام ! ! !

منبع اين آخری هم اينجاست.

راه حل

در راستای يادداشت قبلی :

احتمالا برای شما هم پيش اومده که بعد از Post کردن يه يادداشت متوجه بشين که فقط عنوانش توی وبلاگ ظاهر شده اما متن اصلی به وبلاگ منتقل نشده . راه جلوگیری از اين اتفاق رو باغبون عزيز صاحب وبلاگ باغچه توی کامنت های يادداشت قبل گذاشتن که ضمن احترام به قانون کپی رايت ! ! ! منم اينجا نقلش ميکنم :

راه حل اينه که موقعی که دکمه کذايی ((( فرستادن يادداشت و بازسازی وبلاگ ))) رو کليک ميکنين چشمک زن تایپ توی قسمت متن يادداشت باشه نه توی قسمت عنوان ! !‌ ! ! !
به همين سادگی ، به همين خوشمزگی ! ! !

همه کاره ی هيچ کاره

سلام مجدد ! !

اين چند روز واقعا هِيچ خبری در اين اطراف نبود . . .

در مورد يادداشت قبلی هم بايد بگم که خوشبختانه ما هنوز اونقدر پولدار نشديم که پژو 405 سوار بشيم. ما يک عدد جيپ داريم که چون 2 ماه کار ميکنه و 2 سال استراحت حاضريم يک مقدار وجه نقد در اختيار کسی بگذاريم که ما رو از دستش خلاص کنه ! ! !  اگر هم شخصی آنچنان ماهر و با پشتکار پيدا شد که بتونه درستش کنه ميتونه مجانی صاحبش بشه ! ! !

اون کسي که پژو سوار بود يکی از اقوام ما بوده و موتور سوار هم برادر دينی ما ! ! ! ! ! ! ! !

 و اما مهمترين نکته در اين يادداشت نکته ايه که اخيرا کشف کردم :

 برای بهترين چِيزها بايد با نزديکترين آشناها بجنگي ! ! !

 

راستی اگر توی حل اين مساله پايينی هم کمک کنين کلی ازتون ممنون ميشم ! ! !

مساله : شخصی داريم که نمونه دقيق ضرب المثل انگليسی زير است. پيدا کنيد قد پرتقال فروش را ! ! !

 

Jack of all trades and Master of none.

 

اين شخص معماری ميخونه ( گرچه تا حالا بايد تموم کرده باشه ) ، عشقش کامپيوتره ، گاهی جو گير ميشه که پيش خود فلسفه  ياد بگيره ، گاهي ميزنه به رگ ادبيات و شعر خوندن و … ، گاهی دلش ميخواد نويسنده بشه ، يه وقتايي خود درگيری پيدا ميکنه سر ادامه تحصيل ، گاهی مومن دو آتيشه ميشه و گاهی يه آدم لاقيد ، خلاصه اينکه کارش از اين شاخه به اون شاخه پريدنه . . . . ((  يک وقت فکر نکنين اين شخص من هستم ها ! ! من از اين موارد اينجا همش به 10 يا 20 تاش علاقه مندم نه بيشتر ! ! !  ))

و باز بنا بر همون ضرب المثل توی هيچ کدوم از زمينه های فوق هم عددی نشده ! ! ! 

 

به نظرتون اين همه کاره هيچ کاره بايد چکاره بشه ؟ اصلا چکار بکنه که چکاره بشه ؟

 

یک تصادف

در نظر بگيرين که تصادف شده. واقعا شده ها ! ! ! شوخی نميکنم.
يک طرف يک ماشين پژو ۴۰۵ و طرف ديگه يک موتور سيکلت.

طرف اول قضیه :
ماشين زير پای بچه خونواده است و رفته با يکی از دوستهاش بيرون. ماشین تازه بعد از تصادف قبلی صافکاری و رنگش تموم شده. هنوز هم بدهی های معوقه اش پرداخت نشده. يک بلوار وسيع و خلوت حرکات و رفتار دوست عزیز و دعوت به کورس و . . . مسابقه فرمول یک شروع میشه. سرعت میرسه به نمیدونم خدا کیلومتر در ساعت . . .ميخواد از لای دوتا ماشين ديگه رد بشه که اصطلاحا توی يه منفی اشتباه ميشه و گير ميکنه و ماشين منحرف ميشه و مستقيم ميره سمت موتوری بيچاره و . . . .

طرف دوم قضيه:
يک موتور سوار عزيز که بواسطه تعطيلی و وقت فراغت زن و دو تا بچه اش ! ! !‌ رو سوار موتور کرده و دارن ميرن پارک . . . و چون خونه اشون سمت چپ بلواره و محل دور زدن بلوار هم از خونه اش دوره همينطوری خلاف از سمت چپ داره برای خودش ميره که يک دفعه ماشين کذايی منحرف ميشه و مياد طرفش . . .

نتايج :
راننده موتور که يک طرف بدنش کلا روی زمين کشيده شده و درب و داغونه. زنش که سرش به آسفالت خورده و طبق آخرين اطلاعات هنوز سر درد شديد داره و خون بالا مياره. بچه ای که يک انگشتش کنده شده و يکيش هم شکسته و . . . . .
و اون طرف هم راننده ای که فرمون ماشين توی شکمش فرو رفته ولی بخاطر دغدغه آسیب دیده های اون طرف ديگه اصلا حال خودش رو نميفهمه.
و آخر سر هم تعداد زيادی خانواده که جز گريه کردن و غش کردن کار ديگه ای نمي تونن بکنن.

و اما نکته اينه که تقصير کيه ؟ ؟ ؟ هان ؟ ؟ ؟ طرف اول که بی احتياط و بی ملاحظه رانندگی کرده يا طرف دوم که خلاف ميرفته و سه نفر آدم رو هم ترک خودش نشونده بوده ؟ ؟ ؟ يا تقصير هر دو طرف يا تقصير هيچ کس ؟ ؟ ؟

اين هم يکی از دلايلی که Update کردنم اينقدر دير شد.

پی نوشت:
۱- محض احترام شديدی که تا حالا حتما فهميدين نسبت به CopyRight دارم اعلام ميکنم مطلب اين دفعه توسط نرم افزار ((( اديتور هاله ))) نوشته شده که از اينجا قابل Download کردنه.

۲- دليل عمده تر دير Update کردن من قبض کذايی تلفن بود ! ! ! پول تلفن داخل شهری ( ۹۰ درصدش اينترنت بازی من !‌ !‌ !‌ ) تقريبا ۳ برابر پول تمام مکالمات بين شهری و موبايل شده بود ! ! ! و خوب ديگه . . .

آدم

می دونید انسان چطوری ساخته شد ؟ ؟ ؟

توی روایات اومده که خداوند برای ساختن انسان خاک لازم داشت. جبرئیل  را به زمین فرستاد تا خاک بیاورد. زمین از دادن خاک امتناع کرد. جبرئیل با دست خالی به بارگاه الهی بازگشت. خداوند میکائیل را فرستاد او نیز به همین صورت با دست خالی بازگشت. و بالاخره خداوند عزرائیل  را فرستاد و عزرائیل به قهر و غضب مشتی خاک از زمین برگرفت و به درگاه الهی برد. ((( به همین علت هم هست که موقع مرگ همین عزرائیل میاد و انسان رو به خاک بر میگردونه )))

بعد خاک انسان باید گل میشد. پس چهل روز باران بارید همه باران غم جز روز آخر. آخر روز باران شادی بارید. ((( نتیجه هاش به عهده خودتون ))) و بالاخره خدا انسان رو ساخت.

 

راستی جمعه شب پزشک دهکده دیدین ؟ ؟ ؟ شایان ها میگن خاک انسان رو یه لاک پشت از کف دریا آورد . . . جالبی این قضیه اینه که همه یه خاکش اعتقاد دارن حالا کی آورده و کی گل کرده و کی ساخته و . . . .بماند.

 

پی نوشت :

راستی میدونید حکمت بوجود اومدن ناف انسان چیه ؟ ؟ ؟ میگن وقتی خدا انسان رو از گل ساخته بود و گذاشته بود بر آفتاب خشک بشه یه بار بهش سر زد و برای اینکه ببینه خشک شده یا نه با انگشت به شکمش زد و متاسفانه آدم هنوز خشک نشده بود . . . .

 

بخشنامه

قصد نداشتم این مطلب زیری رو کشش بدم. اما این بخشنامه ای که یک بخشش رو این زیر می بینید باعث شد این مطلب رو اینجا بنویسم.

این بخشنامه از طرف نهادی صادر شده که متولی و مسئول آموزش و پرورش بچه های این مملکته . . . .

تازه خطاب به آموزگاران کلاس اول ابتدایی هم فرستاده شده که پایه گذار و شروع کننده این روند آموزش و . . . . هستند.

وقتی توی این نامه شما با لغت احتراما مواجه میشید که از وقتی درس نگارش رو خوندید بهتون گفتن غلطه و یا میبینید که نوشته نحوه برگزاری کتاب تربیت بدنی یا نمیدونم انواع حذف فعل به قرینه های لفظی و معنوی و خیالی و الکی رو توش میبینید دیگه چه انتظاری داریم که . . . . . . .

foakhli ;bhdd

فعلا.

 

فاصله

و اما مطلب جدی ! !‌ ! حتما اين عکسهای زيری رو ميشناسيد وميدونيد کجاست. ميخوام يه چيزی راجع به برج ايفل بنويسم و ربطش بدم به الان.

عکس شماره یک برج ایفل

محض رعايت قانون کپی رايت اعلام ميکنيم اين عکس در اينجا پيدا شده است.

عکس شماره دو برج ایفل

محض رعايت قانون کپی رايت اعلام ميکنيم اين عکس در اينجا پيدا شده است.

اين برج ارتفاعش حدود ۳۰۰ متره و برای نمايشگاه جهانی سال ۱۸۸۹ پاريس توسط يه مهندس فرانسوی به اسم گوستاو ايفل  ( Gustave Eiffel ) طراحی و ساخته شد. سال ۱۸۸۹ تقريبا ميشه ۱۱۴سال قبل يعنی يه چيزی حدود ۱۲۶۸ هجری شمسی و اين تقريبا اواخر دوره قاجار ميشه. نکته اصلی که ميخواستم بگم اينه که در اون زمان چطور اونها تونستن همچين چيزی رو بسازن ؟ ؟ ؟ بدون سيستم های محاسباتی جديد بدون نرم افزارهای کامپيوتری و بدون تکنولوژی چطور همچين چيزی رو هوا کردن ؟ ؟ ؟ (( شايد براتون جالب تر بشه اگر بدونيد که اين برج تماما بصورت پيش ساخته طراحی و اجرا شده و قطعات تنها در محل اجرای برج با دقتی معادل يک دهم ميليمتر ! !‌ ! به هم مونتاژ شدن. ))

و اما ما اون موقع داشتيم چيکار ميکرديم ؟ ؟ ؟ ما از نظر تکنولوژی کجا بوديم ؟ ؟ ؟ الان کجا هستيم ؟ ؟ ؟ هر چقدر هم که عقب مونده باشيم آخه بعد از ۱۱۴ سال (( ۱۱۴ سال تجربه + امکانات جديد + علم پيشرفته تر + کامپيوتر + . . .  )) ساختن يه چيزی مثل برج يادمان تهران اين همه دنگ و فنگ داره ؟ ؟‌ ؟ هنوز وقتی من نوعی دارم يه خونه طراحی ميکنم بايد فکر اين باشم که اتاق از ۶ متر بزرگتر نشه که ما فقط تا ۶ متر ميتونيم سقف (( اون هم فقط تيرچه بلوک )) اجرا کنيم ؟ ؟ ؟ اين دقت يک دهم ميليمتر آيا توی دقيقترين صنايع ما وجود داره ؟ ؟ ؟

و اما بدتر اين که اين يه امر کلی و فراگيره. در همه زمينه ها ميشه نمونه هايی ازش ديد. 

صنعت خودرو سازی : پيکانی که از سال ۴۸ تا حالا فقط قيافه چراغهاش عوض شده رو مقايسه کنيد با . . . . . .

تکنولوژی ارتباطات : سيستم فعلی شبکه موبايل و يا حتی مراکز تلفن آنالوگ ( مثل همين مرکز لعنتی ما که مدام Disconnect ميکنه ! !‌ !‌  ) رو با سرويس های Nokia و Siemens و . . . مقايسه کنيد.

دارو سازی : مشابه داخلی ميخواين يا اصل خارجی با قيمت ۱۰ برابر ؟ ؟‌ ؟

بقيه مثالهاش به عهده خودتون ! ! !

و سئوالی که آخر کار بوجود مياد اينه شکاف بين ما چقدره ؟ ؟ ؟ چه طور ميشه پرش کرد ؟ ؟ ؟ گاهی به اين فکر ميافتم که اصلا آيا ميشه پرش کرد ؟ ؟ ؟ ميشه پای پياده به کسی رسيد که داره با هواپيما حرکت ميکنه ؟ ؟ ؟ وقتی ما به هواپيما رسيديم اونها سوار چی شدن ؟ ؟ ؟‌ حالا هی بگين گفتگوی تمدن ها ! ! ! کدوم تمدن ؟ ؟ کشک چی ؟ ؟‌ ؟

پی نوشت ها :

  • اين هم بحث جدی من درباره تکنولوژی و پيشرفت و . . . . اگر اين مملکت از همون ۱۱۴ سال پيش يه دو تا آدم مثل من داشت که هی مدام راهبرد تکنولوژيکی ميدادن و نقد ميکردن و تحليل و راهکار و . . . بهتون ميگفتم ! ! !
  • برای يه شرح مختصر از زندگی و کارهای گوستاو ايفل سر بزنين به اين سايت.
  • جدا از اين برج من ديوونه پلهايی هستم که اين آقا ساخته. مثل پل Garabit ( دهانه سهمی ۱۶۵ متر و ارتفاع از سطح آب ۵/۱۲۲ متر ) و پل Douro ( دهانه سهمی ۱۶۰ متر و ارتفاع از سطح آب ۶۱ متر. )
  • ديگه قسمت جدی مغزم از کار افتاد. فعلا همين و والسلام