یادداشت‌های روزانه؛ قسمت اول: «وردپرس» پرتابل روی فلش

زندگی هر انسانی یک دفترچه خاطرات است که می‌خواهد در آن داستان خاص خودش را بنویسد، اما در نهایت داستانی دیگر می‌نویسد. و تحقیر‌آمیزترین لحظات زندگی زمانی است که او نسخه نوشته شده را با آنچه قسم خورده بود بسازد، مقایسه می‌کند. جِی. ام. باری

قبلا هم نوشته بودم که عاشق نوشتن‌ام و به خصوص سابقه‌ای قدیمی در روزانه‌نویسی دارم. به تاریخ‌نگاری و ثبت وقایع هم علاقه‌مندم. به همین خاطر در این دوره دیجیتال و Paperless بسیار به وردپرس علاقه‌مند شدم. غیر از توانایی‌اش در قدرت بخشیدن به بیش از نیمی از صفحات وب، به نوعی همه نیازهای نوشتن روزانه را برآورده می‌کند.

ادامه خواندن “یادداشت‌های روزانه؛ قسمت اول: «وردپرس» پرتابل روی فلش”

نوشتن؛ گریز از فراموشی ناگزیر

در باب وبلاگ‌نویسی و وبلاگستان فارسی بسیار بیشتر و بهتر از من نوشته‌اند. جالب این‌که امسال بسیاری از بلاگرهای قدیمی برخلاف سال‌های قبل، انگار به پیشواز این روز رفته‌اند و نوشته‌های‌شان را یک هفته تا ۱۰ روز زودتر منتشر کرده‌اند که من این‌جا تنها به دو مورد اشاره می‌کنم.

جادی عزیز در قسمتی از نوشته‌اش وبلاگ‌ها را با شبکه‌های اجتماعی و انواع پیام‌رسان‌ها مقایسه کرده و غیرقابل جست‌وجو بودن، غیرقابل ارجاع بودن و عدم انباشت دانش را مهم‌ترین ضعف این پلتفرم‌ها در مقایسه با وبلاگ می‌داند:

توی مسنجرها، ما دیگه چیزی رو انباشت نمی کنیم. هر بار چیزی رو می گیم و گم می شه، بدون امکان دسترسی مجدد عمومی بهش و بدون اینکه بشه سرچش کرد یا حتی بهش ریفرنس درست و درمون داد. حالا سوال ها دائما در گروه ها تکرار می شن و آدم ها بهشون جواب های تکراری می دن. توی چنین فضایی ما داریم خودمون رو تکرار می کنیم و چیزی رو انباشت نمی کنیم و در نتیجه جلو هم نمی ریم.

ادامه خواندن “نوشتن؛ گریز از فراموشی ناگزیر”